آموزش زبان انگلیسی
سریال آموزش زبان اکسترا Extra\
فروش آموزش زبان  English Today\
نویسندگان، ناشران یا نافعان حقوق مادی کتاب ها با توجه به ارسال کتاب از سوی کابران وب سایت ایران میت و عدم توانایی کنترل 100 درصدی کتاب های وب سایت خواهشمند است با شماره 09363025051 یا 09172220711 جهت حذف کتاب اقدام نمائید با تشکر مدیر وب سایت دانلود کتاب ایران میت
» » دانلود کتاب بادبادک باز
09 آذر 1390

دانلود کتاب بادبادک باز

دانلود کتاب بادبادک باز
عنوان : کتاب بادبادک باز
نویسنده : خالد حسینی
نوع : رمان
زبان : فارسی
نوع فایل : PDF
تعداد صفحات : ۳۶۸
حجم : ۲.۵ مگابایت
خلاصه داستان :
رمان با یک فلش بک ساده میشود ، فلش بکی که منجر به این میشود که یک مرد افغانی ساکن آمریکا ، شما را به دوران کودکی خود در افغانستان ببرد. و از همینجا است که جادوی حسینی با کلمات شروع میشود و اجزای داستان را یک به یک روی هم میگذارد.
در افغانستان دهه ۶۰ ، امیر ، نوجوانی از طبقه مرفه جامعه با «حسن» پسر خدمتکار خانه که یک هزاره ای است ، همبازی است. امیر رابطه ضعیفی با پدرش دارد و دوست دارد به نحوی این رابطه را استحکام بخشد.
نویسنده در همان هنگام که از دوستی حسن و امیر و بادبادک بازیشان میگوید از چهره عمومی و جامعه افغانستان حرف میزند و در فصول بعدی از جنگ و آوارگی و غربت نشینی صحبت میکند.
درست زمانی که شخصیت اول داستان موقعیت خود را در آمریکا استحکام بخشیده با تماس یک دوست قدیمی به افغانستان برمیگردد تا در آنجا به دنبال یک پسر بچه افغانی بگردد ….

درباره کتاب :
در يك روز سرد ابري زمستان 1975 در دوازده سالگي شخصيتم شكل گرفت . دقيقا آن لحظه يادم مانده ؛ پشت چينه ي مخروبه اي دولا شده بودم و كوچه ي كنار نهر يخزده را ديد مي زدم. سالها از اين ماجرا مي گذرد ، اما زندگي به من آموخته است آنچه درباره ي از ياد بردن گذشته ها مي گويند درست نيست . چون گذشته با سماجت راه خود را باز مي كند. حالا كه به گذشته برمي گردم ، مي بينم تمام اين بيست و شش سال به همان كوچه ي متروك سرك كشيده ام. يكي از روزهاي تابستان گذشته دوستم رحيم خان از پاكستان تلفن كرد . از من خواست به ديدنش بروم. گوشي در دست توي آشپزخانه بودم و مي دانستم فقط رحيم خان پشت خط نيست. اين گذشته ام بود. با گناه هايي كه كفاره اش را نداده ام.
در حاشيه ي شمالي پارك گلدن گيت قدمي ( Spreckels ) پس از اينكه گوشي را گذاشتم ، رفتم تا كنار درياچه ي اسپركلز بزنم. آفتاب اول بعد از ظهر روي آب مي درخشيد و دهها زورق بازيچه روي آب بود و نسيم خنكي آنها را پيش مي راند.

Copyright 2012 - IRANMEET.COM
کلیه مطالب متعلق به وب سایت ایران میت می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با مجوز کتبی از مدیر وب سایت میسر می باشد.