آموزش طراحی صفحات وب و سایت های استاتیک
سریال آموزش زبان اکسترا Extra\
فروش آموزش زبان  English Today\
» » کتابخانه الکترونیکی
12 فروردین 1393

دانلود کتاب آموزش کامل یوگا

دانلود کتاب آموزش کامل یوگا
نام کتاب: آموزش کامل یوگا
نویسنده: گروه ویستا
نوع : پزشکی
تعداد صفحات: 245
فرمت کتاب: PDF
زبان کتاب: فارسی
حجم : 4.04 مگابایت
درباره کتاب :
اینبار با یک کتاب دیگر از مجله ویستان در خدمتتان هستیم. در کتاب آماده شده شما تمامی مطالبی که بایستی در مورد ورزش یوگا بدانید جمع آوری شده است و تمامی روش های انجام این ورزش و تاثیرات آن بر بدن و سلامتی و روح و روان و ... توضیح داده شده است.
برخی از عناوین:
- آشنایی با یوگا
- بهبود کمردرد با یوگا
- بیدار کردن ستون فقرات
- تمرینات یوگا
- توازن بی نظیر جسم و ذهن
- چگونه یوگا کنیم؟
- حرکات اصلی یوگا
- خواص یوگا در میان سالی
- خوابی خوش با یوگا
- و ...
11 بهمن 1391

کتاب رمان ملکه ی عشق

کتاب رمان ملکه ی عشق
عنوان : کتاب ملکه ی عشق
نویسنده : negin.b
نوع : رمان
زبان : فارسی
نوع فایل : PDF
تعداد صفحات : ۵۹۰
حجم : 7.70 مگابایت

گزیده ای از کتاب :
خیلی وقت بود که در به در دنبال یه کار مناسب می گشتیم... من و دختر خالم مارال که یکی از بهترین دوستام بود... کاری که با رشته ی تحصیلیمون جور دربیاد،ولی کو کار؟؟اگه دیدینش سلام منم بهش برسونین...بعد از کلی گشتن و پیدا نکردن،قرار شد که فربد با یکی از دوستاش که شرکت مهندسی داشت درباره ی من و مارال صحبت کنه...
منتظر تماسش بودم... با صدای تلفن از جام پریدم...با دو خودمو به تلفن رسوندم...
من:بله؟
صدای فربد رو شنیدم که داشت تند تند واسه خودش حرف می زد...
فربد:هی ولوله...کارتون جور شد،هم تو و هم مارال...با شاهین حرف زدم... قبول کرد استخدامتون کنه...به مارالم خبر بده...شب میام خونتون مفصل برات توضیح می دم...الان سرم خیلی شلوغه...فعلا...

خلاصه کتاب :
باران و مارال (دخترخاله ش) دنبال کار می گردن .با کمک فربد (داییش)، تو شرکت دوستش استخدام می شن .قرار می شه روز بعدش برن برای مصاحبه.باران و دوستاش، تصمیم می گیرن یه سر برن پارک ساعی و دوری بزنن. پای باران رو پله ها لیز می خوره و یه بنده خدای چشم عسلی، رو هوا می گیردش. روز بعد می ره شرکت و متوجه می شه رئیس شرکت،همون پسریه که تو پارک دیده .اون پسر هم با دیدن باران تعجب می کنه ولی زود خودشو جمع و جور می کنه . شاهین پسر سرسخت و خود رأیی بوده و سر بعضی از مسائل با یاران بحث می کرده. باران با ساحل(برادرزاده ی شاهین) و پریا هم اتاقی می شه.یه مدت می گذره و شاهین ،تصمیم می گیره با سیما ازدواج کنه.بعد از ازدواج سیما و شاهین، رابطه ای دوستانه بین باران و سیما و شاهین شکل می گیره. یه روز باران می ره خرید و شاهین رو با یه دختر می بینه ولی نمی دونسته که…..
آموزش مکالمه زبان انگلیسی شبکه آموزش dialog (مجموعه کامل 1 و 2)
این مجموعه 90 قسمتی پرطرفدار که از شبکه آموزش پخش می شد جزو موثرترین و اصولی ترین مجموعه های آموزش زبان انگلیسی است . در این مجموعه سعی شده که با تکنیکهای بسیار قوی ، گرامر و صحبتهای روزمره انگلیسی برای نوآموزان این زبان همه گیر ، آموزش داده شود .
این مجموعه عظیم بهترین و کاملترین آموزش مکالمه است که تاکنون به بازار آمده و تصویری بودن این آموزش باعث می شود که به آسودگی مکالمه زبان انگلیسی را به حافظه بلند مدت خود انتقال داده.
در خلال برنامه سعی میشود با نمایش فیلمها و انیمیشنهای زبان اصلی ، زبان آموز را با لهجه اصیل انگلیسی و آمریکایی آشنا سازد . کلیه متون رد و بدل شده در این مجموعه به هر دو لهجه آمریکایی و بریتیش تلفظ میگردد.

همه ما باید زبان انگلیسی را یاد بگیریم از کودکان تا بزرگسالان

ارسال به سراسر ایران. اول محصول را تحویل بگیرید و سپس وجه آن را پرداخت کنید.
برای خرید روی دکمه خرید پستی کلیک نمایید
سفارش محصول بر روی 23 دی وی دی 34900 تومان :
11 بهمن 1391

کتاب رمان موسیقی ممنوع

کتاب رمان موسیقی ممنوع
عنوان : کتاب موسیقی ممنوع
نویسنده : کار گروهی
نوع : رمان
زبان : فارسی
نوع فایل : PDF
تعداد صفحات : 120
حجم : 1.88 مگابایت

گزیده ای از کتاب :
آخ جون... اصلا فکرشم نمی کردم... لبخند مهربونی زد و گفت: تازه کجاشو دیدی؟بیا عزیزم...این یکی هم هست... نگاهی به جعبه ی توی دستش کردم..وای باورم نمی شد...در جعبه رو با کردم..مارکش اپل بود...جیغ زدم: وای...سپهر.. اخم کرد و گفت: سپهر کیه...؟ خندیدم و گفتم: همون باباییه دیگه... چه فرقی داره... بغلم کرد و توی هوا تابم داد..خندیدم و گفتم: بزارم زمین دیگه...وای مامان الان میفتم... به گوشی آیفون و لپ تاب اپل نگاه کردم که عمو آرش گفت: اینم از کادوی ما! و جعبه ی کادو شده ی کوچیکی به دستم داد. لبخندی زدم و گفتم: مرسی... جعبه رو که باز کردم با دیدن ربع سکه گفتم: وای چرا زحمت کشیدید عمو جون؟ دستتون درد نکنه! خاله سپیده اومد و گونمو بوسید و گفت: تولدت مبارک عزیزم.. بعد از اونا مهیار با لبخند اومد جلو و گفت: کادوی من مونده ها! هول شده بودم... تو دلم عروسی بود.. اینم یه یادگاری از مهیار! یه گردنبد سیلور که پلاکش اسمم به انگلیسی بود.. بهار.. دستت درد نکنه... نمیزاریش گردنت؟

خلاصه کتاب :
دختری هم نسل ما؛ دختری از جنس ما؛ دختری که مثل همه ی ما پر از آرزو های رنگینه، اما یکی از اون آرزو هاست که این داستان رو رقم می زنه… موسیقی…. لفظی که زندگیِ این دختر رو به بازی می گیره!…
10 بهمن 1391

کتاب رمان احساس من

کتاب رمان احساس من
عنوان : کتاب احساس من
نویسنده : کارولین
نوع : رمان
زبان : فارسی
نوع فایل : PDF
تعداد صفحات : 150
حجم : 2.45 مگابایت

گزیده ای از کتاب :
بهش نگاه می کنم با خونسردی ذاتیش به من خیره شده باید سعی کنم یه جوری خرابکاریمو جمع کنم سعی می کنم خونسرد باشم با دست به صندلی جلوی میزم اشاره می کنم
-بفرمایید بشینید خدایی نکرده ممکنه خسته شید دستشو از توی جیبش در میاره و با خنده محوی رو لبش میشینه روی صندلی ارسان-باید این با ادب شدن تاریخی جنابعالی رو تو گینس ثبت کرد
-امرتونو بفرمایید جناب دکتر ارسان-مزاحمتون شدم خانم مهندس تا بدونم کی قرار محضر رو بزارم خودمو به اون راه زدم و با خنده کجی روی لبم گفتم:محضر واسه چی ؟؟؟
ارسان هم خنده کجی روی لبش اورد و با تمسخر گفت:اخی.... می دونم ...می دونم این باخت شما بدجوری تو روحیتون تاثیر منفی گذاشته ولی چاره ای نیست غزاله خانم بعضی وقتا ادم باید باخت رو قبول کنه زندگیه دیگه با جدیت روی صندلیم صاف نشستم و انگشتمو به سمتش گرفتم -من با جنابعالی هیچ قبرستونی نمی یام

خلاصه کتاب :
یک ازدواج اجباری …….. یک عشق یک طرفه…………مرز ی نازک بین عشق و نفرت ………..و انتقام ….….
10 بهمن 1391

کتاب رمان شب هفتمین بدر

کتاب رمان شب هفتمین بدر
عنوان : کتاب شب هفتمین بدر
نویسنده : ویکتوریا هولت
نوع : رمان
زبان : فارسی
نوع فایل : PDF
تعداد صفحات : 268
حجم : 4.28 مگابایت

درباره کتاب :
اکنون که به سن بیست و هفت سالگی رسیده ام ، ماجرای خیالی دوران جوانی ام را در ذهن مجسم می کنم و تقریبا می توانم خود را متقاعد سازم که آن ماجرا اتفاق نیفتاده است . با این وجود ، بعضی اوقات ، حتی حالا ، در نیمه های شب از خواب بیدار می شوم ، چرا که در رویاهایم صدایی شنیده ام که نام مرا می خواند ، و آن صدا ، صدای فرزندم است . اما حالا من یک دختر خانه مانده در این شهرستان هستم - یا لااقل آنان که مرا می شناسند ، چنین عقیده ای دارند - گرچه در اعماق وجودم ، خود را همسر یک فرد می دانم ، حتی آن زمانی که از خود می پرسم : آیا من دچار انحراف ذهنی بوده ام ؟ آیا واقعا حقیقت داشت ؟ - آن طور که آنها کوشیدند مرا قانع کنند - من یک دختر خیال پرست و سر به هوا ، مانند بسیاری دختران دیگر پیش از من ، قربانی یک توطئه شده بودم و به خاطر این که نمی توانستم با حقیقت رو به رو شوم ، داستانی نامعقول جعل کرده بودم که کسی غیر از خودم نمی توانست آن را باور کند .
از آن جایی که برایم اهمیت حیاتی دارد که بدانم در شب هفتمین بدر واقعا چه اتفاقی افتاد ، تصمیم گرفته ام تا جایی که به خاطر دارم جز به جز وقایعی را که در آن شب روی داد شرح دهم ، به این امید که با این کار حقایق آشکار شوند .

خلاصه کتاب :
در سال ۱۸۶۰ هلنا ترانت دختر زیبای دورگه انگلیسی- آلمانی در سن ۱۴ سالگی از انگلستان به صومعه ای در آلمان برای تحصیل فرستاده میشود ، او دختری سر به هوا و ماجراجویی بوده و در سن ۱۸ سالگی در هفتمین شب بدر بهمراه مادر ماریا و بقیه دخترها به جنگل میروند ولی او در مه غلیظ انجا بقیه را گم میکند و توسط مردی نجیب زاده و رویایی که هلنا او را زیگفرید افسانه ای مینامد نجات پیدا میکند و شب را در کلبه شکار او به صبح میرساند. بعد از خبر فوت پدرش او مجبور به بازگشت به انگلستان میباشد درصورتیکه قلبش را در کلبه شکار به زیگفرید سپرده است . یکسال بعد بهمراه دخترخاله مادرش به همان شهر و در همان شب هفتم وارد میشود و تصمیم میگیرد که در جشن باستانی انها حضور یابد ولی در شلوغی جشن دوباره گم میشود و مردی نقاب بر چهره او را میبابد. او کسی نیست بجز کنت لوکن برگ یا همان زیگفرید و قصد دارد اینبار هم اورا به کلبه ببرد ولی با مقاومت هلنا او را به خانه بازمیگرداند و فردا به قصد ازدواج او را خواستگاری میکند و تمام این اتفاقات در عرض چند روز بوقوع میپیوندد بعد از ۳ روز خوش در ماه عسل صبح هلنا با سردرد از خواب برمیخیزد و همه به او میقبولانند که او شب هفتم مورد تجاوز قرار گرفته و ۶ روز در بستر بیهوشی.
هلنا که در آستانه جنون قرار دارد در فکر این است که آیا با مردی ملاقات کرده که عاشقش بوده و با او ازدواج کرده و بعنوان همسرش ۳ روز نشاط انگیز در کلبه او گذرانده یا مردی حیوان صفت به او حمله کرده و بطور موقت سلامت عقلش را از دست داده؟!
حقیقت کدام است؟!!…
آموزش مکالمه زبان انگلیسی شبکه آموزش dialog (مجموعه کامل 1 و 2)
این مجموعه 90 قسمتی پرطرفدار که از شبکه آموزش پخش می شد جزو موثرترین و اصولی ترین مجموعه های آموزش زبان انگلیسی است . در این مجموعه سعی شده که با تکنیکهای بسیار قوی ، گرامر و صحبتهای روزمره انگلیسی برای نوآموزان این زبان همه گیر ، آموزش داده شود .
این مجموعه عظیم بهترین و کاملترین آموزش مکالمه است که تاکنون به بازار آمده و تصویری بودن این آموزش باعث می شود که به آسودگی مکالمه زبان انگلیسی را به حافظه بلند مدت خود انتقال داده.
در خلال برنامه سعی میشود با نمایش فیلمها و انیمیشنهای زبان اصلی ، زبان آموز را با لهجه اصیل انگلیسی و آمریکایی آشنا سازد . کلیه متون رد و بدل شده در این مجموعه به هر دو لهجه آمریکایی و بریتیش تلفظ میگردد.

همه ما باید زبان انگلیسی را یاد بگیریم از کودکان تا بزرگسالان

ارسال به سراسر ایران. اول محصول را تحویل بگیرید و سپس وجه آن را پرداخت کنید.
برای خرید روی دکمه خرید پستی کلیک نمایید
سفارش محصول بر روی 23 دی وی دی 34900 تومان :
\"کارتون \"کارتون \"کارتون \"کارتون
10 بهمن 1391

دانلود کتاب رمان نگارم بمان

دانلود کتاب رمان نگارم بمان
عنوان : کتاب نگارم بمان
نویسنده : niroomand
نوع : رمان
زبان : فارسی
نوع فایل : PDF
تعداد صفحات : 54
حجم : 1.52 مگابایت

گزیده ای از کتاب :
از در وارد شد . به اطراف نگاه کرد . متوجه نگاه پرسشگر نگهبان شد . خودش پیشقدم شد: سلام ، دانشجوی ورودی جدید هستم این هم معرفی نامه ام برای خوابگاه \" . یاد دوندگی هایی که برای گرفتن این ورق کاغذ کرده بود ، افتاد .
نگهبان تکونی خورد و گفت : ولی پذیرش جدیدی ها رو از شنبه شروع می کنیم . الان نمی شه .
رنگ دخترک سفید شد: من جایی ندارم که تا شنبه اونجا برم . خواهش می کنم اجازه بدین .
صدایش می لرزید ولی لحن التماس نداشت
نگهبان بفکر فرو رفت . قاعدتا نباید قبول می کرد ولی وقتی به چشمهای درشت و براق دخترک نگاه کرد تصمیمش عوض شد : برو بالا . اتاق های طبقه سوم رو برای ورودی های جدید آماده کرده اند . یکی رو انتخاب کن . زیاد هم بیرون پیدات نشه . تا شنبه
چشمهای دخترک ستاره باران شد : این محبتتونو هیچوقت فراموش نمی کنم . قول میدم دردسر درست نکنم.
تا شنبه کسی او را ندید .
دانشجوهای جدید آمدند . دختری سرش رو داخل اتاق کرد : اینجا تخت خالی هست ؟ سرشو بلند کرد . مقابلش دختری نسبتا تپل با پوست سفید و چشمای روشن ایستاده بود . از همون نگاه اول بدلش نشست . \"این تخت خالیه . اون دوتا تخت رو دو نفر گرفتن . راستی اسم من نگاره . رشته پرستاری قبول شدم \"
\"منم مریم هستم و خوشحالم که هم رشته ایم .من بچه شمالم . تو کجایی هستی؟\" با لبخندی که زد دو تا چال بانمک رو گونه هاش افتاد .

خلاصه کتاب :
درباره ی دختری به اسم نگار است که زندگی باهاش خوب تا نکرده . خانواده اشو از دست داده . در رشته ای که دوست داشته قبول نشده و در عشق هم…
10 بهمن 1391

کتاب رمان بازگشت خوشبختی

کتاب رمان بازگشت خوشبختی
عنوان : کتاب بازگشت خوشبختی
نویسنده : negin 76
نوع : رمان
زبان : فارسی
نوع فایل : PDF
تعداد صفحات : 72
حجم : 1.41 مگابایت

گزیده ای از کتاب :
با صدای الارم گوشیم سریع از خواب پریدم و دویدم به سمت دستشویی،وای ساعت 7:30 بود، سریع یونیفرم مدرسه رو پوشیدم وبیسکویتی که از دیروز توی کفیم بود رو گذاشتم دهنم و به سمت مدرسه دویدم، مثل این که دوباره صدای الارم رو شنیده بودم و خواب مونده بودم، بازم دیرم شده بود به در ساختمون مدرسه که رسیدم کسی دستش رو روی شونه ام گذشت، نفسم حبس شده بود ، سریع برگشتم و با دیدن خانم (( رادیک)) جاخوردم، وای خدایا شانشو برو ، این که الان باید مشغول سرکشی کلاس ها باشه با من من گفتنم :Hi, .. I\'m sorry (سلام متأسفم) پرید توی حرفم، اخماشو کردتوی همو گفت:( تو همیشه ...)you always، با سرعت فرار کردم و در کلاس رو با سرعت باز کردم، یک دفعه همه ی نگاها به سمتم برگشت و « نیکل» با شادی برام دست تکون داد و به صندلی کنار خودش اشاره کرد، به معلم فرانسه نگاهی انداختم و گفتم: May I sit , it\'s my last time (می توانم بشینم، دفعه ی آخر مه)خانم «میرندا» به لحن مؤدبانه ی من لبخندی زد و گفت: No Problem(اشکالی ندارد) خانم میراندا پارسال هم معلم ما بود و با من هم خیلی خوب بود ، البته تمام معلم ها با من خیلی خوب بودن چون درسم حرف نداشت کولمو پشت صندلی انداختم و کتابم رو باز کردم و نیکل خیلی یواش بهم گفت: What\'s up(چه خبر؟) نگاه چپکی بهش انداختم و گفتم: Nothing(هیچی) من توی کلاس از همه کوچمتر بودم یعنی 17 سالم بود و بقیه 18 سالشون بود، یک سال جهشی خونده بودم چون به قول معلم ها استعدادش ر و داشتم زنگ تفریح خورد و صدای گوشی منم بلند شد:

خلاصه کتاب :
ترنم دختریه که به دلیل اصرار پدر و مادرش به خارج از کشور میره و اونجا موندگار میشه . بعدا مجبوری به ایران برمیگرده و به طوره اتفاقی وارد خانوادش میشه و مشغول کار برای پسر خاله ای که دل خوشی هم از هم ندارن میشه..
10 بهمن 1391

کتاب رمان به یاد تو بودم

کتاب رمان به یاد تو بودم
عنوان : کتاب به یاد تو بودم
نویسنده : sSilver Sea Horse
نوع : رمان
زبان : فارسی
نوع فایل : PDF
تعداد صفحات : 75
حجم : 1.20 مگابایت

گزیده از کتاب :
وقتی روی صندلی می نشست مضطرب بود.اما سریع آرام شد چون اعتقاد داشت که نباید خود را به خاطر درس ناراحت کرد.برگه ها را پخش کردند و خانم یاوری رضایت داد که در بلندگو اعلام شود که دانش آموزان شروع کنند.اولین سوال را که دید خنده اش گرفت.نزدیک بیست دفعه در باب همین موضوع نوید با او کارکرده بود. سوال اول را به راحتی جواب داد. همینطور بقیه را تا در آخرین سوال ماند .نگاهی به ساعت مچی اش انداخت.نیم ساعت مهلت داشت.با خیال راحت نشست و در ده دقیقه آخر توانست به سوال آخر هم جواب دهد.با سرخوشی برگه را داد و از جلسه بیرون آمد.فاطمه بعد از او برگه اش را داد.محدثه چند دقیقه قبل از آنها بیرون آمده بود.سه نفری نشسته بودند و داشتند در مورد امتحان حرف می زدند که شیما خود را به آنها رساند.

خلاصه کتاب :
رمان به یاد تو بودم در مورد دختری 18 ساله به اسم نیلوفر هست. نیلوفر دو ماه بعد از گرفتن گواهینامه یک روز سوار ماشین برادرش می شه و ناگهان ....
\"فروش
\"آموزش
\"فروش
10 بهمن 1391

کتاب رمان آرامگاه عشق

کتاب رمان آرامگاه عشق
عنوان : کتاب آرامگاه عشق
نویسنده : shiva-68
نوع : رمان
زبان : فارسی
نوع فایل : PDF
تعداد صفحات : 333
حجم : 4.28 مگابایت

درباره کتاب :
صدای هنجره ای بود که با درد آشنا شده بود فریادی از سر بی کسی،فریادی از سر بغض و دلتنگی.
\"فلک دیدی چه خاکی ...
میرن آدمها از اونا فقط،خاطره هاشون...
وای مادرم...\"
صداها،زمزمه ها،نگاه ها، دلسوزی ها و ترحم های جگر سوزشون دلِ نازک دخترک رو خنجر میزد.
-سماء جان بلند شو خاله،بلند شو عزیزم
-این دختر رو از سر قبر دور کنید،شماها اصلأ فکر آبروی خودتون نیستید
-بلند شو عزیزم،داری خودت رو داغون میکنی
خاله مولود با حرص گفت:لیلا به جای لی لی به لالاش گذاشتن بلندش کن
زن دست زیر بازوی دخترک انداخت، مثل پر از زمین خیس بلندش کرد و بردش به سمت نیکمتی که همون نزدیکی بود .
اشک هاش رو با گوشه ی چادرش پاک کرد و کنارش نشست.
-کوچولوی من تا کی میخواد گریه کنه؟خودت هم خوب میدونی که مریم راضی به دیدن اشکات نبوده و نیست.
-دیگه برنمیگرده،دیدی تنهام گذاشت،دیدی منو رها کرد و رفت،برای اولین بار و آخرین بار به قولش عمل نکرد.
-ما همه میدونستیم که میره،مگه نه؟

خلاصه داستان :
داستان درباره ی دختری ست که مادرش رو از دست میده و در کنار دایه مادرش بزرگ میشه. در پی قبولی دانشگاه راهی شهری میشه که اتفاقای غیر منتظره ای رو براش رقم میزنه…
10 بهمن 1391

کتاب رمان اکسیر عشق

کتاب رمان اکسیر عشق
عنوان : کتاب اکسیر عشق
نویسنده : میترا (ماهی قرمز تنها)
نوع : رمان
زبان : فارسی
نوع فایل : PDF
تعداد صفحات : 229
حجم : 3.43 مگابایت

گزیده از کتاب :
ما یه خانواده ی چهار نفری هستیم من پدرومادرم وبرادرم نیما من بیستو پنج سالمه فوق لیسانس معماری ودریک شرکت به عنوان یک طراح کار میکنم وبرادرم سال آخرلیسانس عمران وپدرم تاجر فرش ومادرم خانه دارکه توی یه خونه ی خیلی زیبا زندگی میکنیم از در خونه که وارد میشی باید یه مسافتیو از داخل باغی با انواع درختان و گل های زیبا طی میکردی تا به ساختمان اصلی میرسیدی که دوطبقه بود طبقه ی اول که شامل سالن پذیرایی آشپزخونه و اتاق خواب پدرومادرم میشد که باانواع لوازم شیک ولوکس تزیین شده بود اما طبقه ی بالا که توسط یک سری پله از طبقه ی پایین جدا میشد که شامل اتاق خودم و داداشم نیما میشد اتاق من یه پنجره به روی باغ داشت که با پرده های یاسی رنگ مزین شده بود یک طرف اتاق یه میز تحریر کوچلو برای مطالعه وطرف دیگر یه تخته خواب که با یه رو تختی به همان رنگ یاسی روی آن پهن شده بودویه آباژور بالای تخت ویه میز آرایش همراه با انواع لوازم آرایش وعطرهای خوش بو،واما کمدی که بی شباهت به بوتیک نبود وپربود از انواع لباس های شب ومهمونی،وچند تابلوازمناظرکه به دیوار اتاقم جلوی خاصی داده بودن.

خلاصه از کتاب :
نازنین توی یه شرکته طراحی ساختمان کار میکنه و به طور تصادفی با نوید آشنا میشه ولی نمیدونه که این آشنایی زیادم اتفاقی نیست و نوید فکرایی در سرداره که باعث تغییرمسیر زندگی نازنین میشه….
Next Prev

Copyright 2012 - IRANMEET.COM
کلیه مطالب متعلق به وب سایت ایران میت می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با مجوز کتبی از مدیر وب سایت میسر می باشد.